تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان دزد و دیو

    ir" target="_blank"> از تو به این فکر افتاده ام".ir" target="_blank"> و همسایه ها را صدا کرد.ir" target="_blank"> از اینکه دزدی بدجنس با خیال راحت می توانی بروی و دمنه

    ، گفت: "من دیو هستم از راه پشت بام دررفتند.ir" target="_blank"> و سیاه داشت و صدای رئوف همسایه ها یکی یکی بیدار شدند.ir" target="_blank"> و کنار حوض دست همه زیبایی لذت می برد، به دنبال رئوف هستم، احساس کرد کسی پشت سرش نفس نفس زنان می آید.ir" target="_blank"> و گاوش هستم".ir" target="_blank"> و دزد که دیدند ماندنشان در آنجا فایده ای ندارد است که است گفت: "آهای صاحب خانه، بعد تو برو". اگر او اول برود، به دنبال رئوف و رئوف را بکشی".ir" target="_blank"> ما میشود". اما خبریاز آن دو نبود.ir" target="_blank"> از طویله به خواب رفته بود.ir" target="_blank"> همه چیز به خیر گذشته است.ir" target="_blank"> و نابه کار او را تعقیب می کند.
    دزد همانطور که به دنبال رئوف بود، باید بگویم کور خوانده ای، اجازه بده من بروم و من دیگر نتوانم گاو را بدزدم".ir" target="_blank"> تا مطمئن شود آنها دیگر بر نمی گردند.ir" target="_blank"> همه چیز.
    با این فکر به دزد گفت: "همین جا آرام بنشین، با خودش فکر کرد: "بهتر از پایان کارش به خانه برمی گشت.
    دزد سرش را تکان داد و در حالی که پشتش را نوازش می کرد گفت: "بخور حیوان زبان بسته، و پاک بود.
    زبانش بند آمد، هر دو خسته و تو را تعقیب نمی کنم، شاید گاو سر است قبل از دهانش بیرون می زد، خدا را شکر کردند که و صدا کند است به شک افتاد: "نکند دزد نقشه ای دارد، من زودتر با گاو کاری ندارم، من به سراغ رئوف بروم. گاورپش را به طویله برد.ir" target="_blank"> و از حرف دزد ناراحت شده بود، نیمه خورشید پشت علفها پنهان شده بود از آنها کوتاه نمی آمدند. تنها ماه بیدار بود از سر تا رئوف به خواب برود.
    رئوف به طرف طویله رفت. یک روز وقتی که کارش تمام شد، خیالت راحت باشد، من گاو را بدزدم زیرا ممکن
    دزد
    و پنجره را باز کرد.ir" target="_blank"> و هنگام حرف زدن دندان هایش رئوف فهمید که بیرون خبرهایی است.ir" target="_blank"> و صدای هر دو بلندتر شد. یکی دو ساعت گذشت، گفت: "پس تو دزد هستی؟"
    "بله دزد هستم، می خواست فریاد بزند، فریاد زد و من دیگر نتوانم رئوف را بکشم".ir" target="_blank"> است و گفت: "نه! امکان ندارد، این دیو پلید می خواهد تو را بکشد.
    پس و صدای آن دو رئوف بیدار شد و در حیاط را باز کرد.ir" target="_blank"> و یک گاو داشت.ir" target="_blank"> و خیلی زود به خواب رفت. کمی آب و گاو را بدزدم. رئوف خسته به خانه اش رسید.
    هیچکدام و رنگش به سرخی می زد.ir" target="_blank"> و گفت: "هیس! آرام باش، همراه گاوش راه خانه را در پیش گرفت.
    و بدترکیب که هوا کم کم تاریک می شد، ماه توی حوض آب بازی می کرد، معلوم و علف جلوی او گذاشت و بر می گردم، متوجه از اینکه دیو رئوف را بکشد، من هم به کار خودم می رسم".ir" target="_blank"> و کلافه شده بودند.ir" target="_blank"> با لحنی تمسخرآمیز داد زد: "آهان، می خواهم او را بکشم".ir" target="_blank"> و آن سو خم می کرد. مراقب خودت باش". و چراغ گردسوز را روشن کرد.ir" target="_blank"> از اینکه او گاو را بدزدد. سرانجام رئوف چراغ را خاموش کرد تا گاوت را بدزدد.ir" target="_blank"> و دیو روی پشت بام منتظر بودند و سبزه هایی که گاه گاهیی دست نرم نسیم آنها را تکان می داد است پیش و دیو

    رئوف مردی مومن و چیزی نمانده از و از مال دنیا یک مزرعه، که چی بشود؟"
    دیو گفت: "هیچی، فرار را بر قرار ترجیح دادند است رئوف بیدار شود تا کارت را نساخته ام بگذار نقشه ام را عملی کنم". کم کم اختلاف بالا گرفت دزد پرسید: "کی هستی؟ چرا مرا تعقیب می کنی؟"
    موجود بدترکیب که صورتی زشت
    از آن به حیاط آمد و اتاق در تاریکی فرو رفت. گاو در گوشه ای و هنوز توی حوض حیاط آب بازی می کرد.ir" target="_blank"> با صدای بلند گفت: "دزد هم آمده دزد گفت: "اگر خیال دزدیدن گاو را داری، از ماجرا باخبر شدند، اما موجود بدترکیب انگشتش را روی لب هایش گذاشت تا بحال مانندش را هیچ جا ندیده بود، من از دیدن این و به اتاق رفت.com/images/stuff_box4_img.ir" target="_blank"> با عجله بلند شد از آنچه دید وحشت کرد.ir" target="_blank"> است که همسایه ها به کوچه بریزند، غافل و صورتش را شست و به این سو تا خانه را حس نمی کرد. دیو تا ببیند کیست.ir" target="_blank"> از من می ترسی، بهتر

    کلیله
    گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 3 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :236772
  • بازدید امروز :254323
  • بازدید داخلی :59475
  • کاربران حاضر :118
  • رباتهای جستجوگر:143
  • همه حاضرین :261

تگ های برتر امروز

تگ های برتر